الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
80
إرشاد القلوب (فارسى)
و مرويست در تفسير آيه : وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ « 1 » اينكه همزة كسى را گويند كه طعن بر مردم زند و سرزنش و مسخره نمايد ، و لمزة غيبتكننده را گويند . و سزاوار است بر كسى كه بخواهد عيبجوئى مردم كند عيب خود را متذكر شود و نقص و عيبها را از خود دور نمايد و از خداى طلب عفو كند ( نسبت به نقص و عيبهائى كه در گذشته داشته ) و بر شما باد بذكر و ياد خدا كه شفاى ( امراض روحى و جسمى ) شما است ، و بپرهيزيد از ذكر عيب و غيبت مردم زيرا سبب بيمارى ( و بدبختى ) شما است . و ( غزالى در احياء العلوم از مالك بن دينار نقل مىكند كه گفته ) منقولست كه حضرت عيسى عليه السّلام با حواريون گذارشان بر مرده سگ لاغر اندام بيمار و متعفنى افتاد ، حواريّون گفتند : عجب سگ متعفنى است ! آن حضرت فرمود : عجب دندانهاى سفيدى دارد ، كنايه از اين كه غيبت نكرده و دندانهايش سفيد مانده ، پس شما هم غيبت نكنيد تا دهانتان كثيف نگردد ( در باطن ) . و حقيقت غيبت آنست كه بگوئى از برادرت ( هر مؤمنى ) چيزى را كه اگر به گوش او برسد او را ناخوش آيد و به آن راضى نباشد ، خواه نقص در بدنش باشد ( مثل آنكه بگوئى : كور است ، يا كر ، يا لال ، يا نيم مرده ، يا بلند قد ، يا سياه ، يا پيس ، يا كچل ) و يا در نسب او باشد ( مثل اينكه بگوئى : پسر فلان فاسق ، يا مادرش چنين بود ، و يا ديوانه است و هر چه از اين قبيل باشد ) و يا در صفات و افعال او باشد ( مثل اينكه بگوئى : بد اخلاق است ، يا بخيل ، يا متكبر ، يا رياكار ، يا ظالم ، يا دزد
--> ( 1 ) . 1 - الهمزه